Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۰

غزلیات

۱۰۰ از ۴۹۵

  1. ۱

    دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد

    گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد

  2. ۲

    گفتم به باد می دهدم باده نام و ننگ

    گفتا قبول کن سخن و هر چه باد باد

  3. ۳

    سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست

    از بهر این معامله غمگین مباش و شاد

  4. ۴

    بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ

    در معرضی که تخت سلیمان رود به باد

  5. ۵

    حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است

    کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل