Hafez

حافظ » غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰

غزلیات

۱۰ از ۴۹۵

  1. ۱

    دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما

    چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما

  2. ۲

    ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون

    روی سوی خانه خمار دارد پیر ما

  3. ۳

    در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم

    کاین چنین رفته است در عهد ازل تقدیر ما

  4. ۴

    عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است

    عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما

  5. ۵

    روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد

    زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما

  6. ۶

    با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی

    آه آتشناک و سوز سینه شبگیر ما

  7. ۷

    تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش

    رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل