Back to home
Hafez

حافظ » غزلیات

Ghazal No. 493

غزلیات

493 of 495

English translation coming soon — the original Persian is shown below.

  1. ۱

    ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

    دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

  2. ۲

    دایم گل این بستان شاداب نمی ماند

    دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

  3. ۳

    دیشب گله زلفش با باد همی کردم

    گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی

  4. ۴

    صد باد صبا این جا با سلسله می رقصند

    این است حریف ای دل تا باد نپیمایی

  5. ۵

    مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد

    کز دست بخواهد شد پایاب شکیبایی

  6. ۶

    یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم

    رخساره به کس ننمود آن شاهد هرجایی

  7. ۷

    ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست

    شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی

  8. ۸

    ای درد توام درمان در بستر ناکامی

    وی یاد توام مونس در گوشه تنهایی

  9. ۹

    در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم

    لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی

  10. ۱۰

    فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست

    کفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی

  11. ۱۱

    زین دایره مینا خونین جگرم می ده

    تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی

  12. ۱۲

    حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد

    شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل
Back to home