Back to home
Hafez

حافظ » غزلیات

Ghazal No. 483

غزلیات

483 of 495

English translation coming soon — the original Persian is shown below.

  1. ۱

    سحرگه ره ‎روی در سرزمینی

    همی گفت این معما با قرینی

  2. ۲

    که ای صوفی شراب آن گه شود صاف

    که در شیشه برآرد اربعینی

  3. ۳

    خدا زان خرقه بیزار است صد بار

    که صد بت باشدش در آستینی

  4. ۴

    مروت گر چه نامی بی نشان است

    نیازی عرضه کن بر نازنینی

  5. ۵

    ثوابت باشد ای دارای خرمن

    اگر رحمی کنی بر خوشه چینی

  6. ۶

    نمی بینم نشاط عیش در کس

    نه درمان دلی نه درد دینی

  7. ۷

    درون ها تیره شد باشد که از غیب

    چراغی برکند خلوت نشینی

  8. ۸

    گر انگشت سلیمانی نباشد

    چه خاصیت دهد نقش نگینی

  9. ۹

    اگر چه رسم خوبان تندخویی ست

    چه باشد گر بسازد با غمینی

  10. ۱۰

    ره میخانه بنما تا بپرسم

    مآل خویش را از پیش بینی

  11. ۱۱

    نه حافظ را حضور درس خلوت

    نه دانشمند را علم الیقینی

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل
Back to home