Back to home
Hafez

حافظ » غزلیات

Ghazal No. 457

غزلیات

457 of 495

English translation coming soon — the original Persian is shown below.

  1. ۱

    هزار جهد بکردم که یار من باشی

    مرادبخش دل بی قرار من باشی

  2. ۲

    چراغ دیده شب زنده دار من گردی

    انیس خاطر امیدوار من باشی

  3. ۳

    چو خسروان ملاحت به بندگان نازند

    تو در میانه خداوندگار من باشی

  4. ۴

    از آن عقیق که خونین دلم ز عشوه او

    اگر کنم گله ای غم گسار من باشی

  5. ۵

    در آن چمن که بتان دست عاشقان گیرند

    گرت ز دست برآید نگار من باشی

  6. ۶

    شبی به کلبه احزان عاشقان آیی

    دمی انیس دل سوگوار من باشی

  7. ۷

    شود غزاله خورشید صید لاغر من

    گر آهویی چو تو یک دم شکار من باشی

  8. ۸

    سه بوسه کز دو لبت کرده ای وظیفه من

    اگر ادا نکنی قرض دار من باشی

  9. ۹

    من این مراد ببینم به خود که نیم شبی

    به جای اشک روان در کنار من باشی

  10. ۱۰

    من ار چه حافظ شهرم جویی نمی ارزم

    مگر تو از کرم خویش یار من باشی

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل
Back to home