Back to home
Hafez

حافظ » غزلیات

Ghazal No. 341

غزلیات

341 of 495

English translation coming soon — the original Persian is shown below.

  1. ۱

    گر من از سرزنش مدعیان اندیشم

    شیوه مستی و رندی نرود از پیشم

  2. ۲

    زهد رندان نوآموخته راهی به دهیست

    من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم

  3. ۳

    شاه شوریده سران خوان من بی سامان را

    زان که در کم خردی از همه عالم بیشم

  4. ۴

    بر جبین نقش کن از خون دل من خالی

    تا بدانند که قربان تو کافرکیشم

  5. ۵

    اعتقادی بنما و بگذر بهر خدا

    تا در این خرقه ندانی که چه نادرویشم

  6. ۶

    شعر خونبار من ای باد بدان یار رسان

    که ز مژگان سیه بر رگ جان زد نیشم

  7. ۷

    من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس

    حافظ راز خود و عارف وقت خویشم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل
Back to home