Back to home
Hafez

حافظ » غزلیات

Ghazal No. 321

غزلیات

321 of 495

English translation coming soon — the original Persian is shown below.

  1. ۱

    هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم

    هر گه که یاد روی تو کردم جوان شدم

  2. ۲

    شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا

    بر منتهای همت خود کامران شدم

  3. ۳

    ای گلبن جوان بر دولت بخور که من

    در سایه تو بلبل باغ جهان شدم

  4. ۴

    اول ز تحت و فوق وجودم خبر نبود

    در مکتب غم تو چنین نکته دان شدم

  5. ۵

    قسمت حوالتم به خرابات می کند

    هر چند کاینچنین شدم و آنچنان شدم

  6. ۶

    آن روز بر دلم در معنی گشوده شد

    کز ساکنان درگه پیر مغان شدم

  7. ۷

    در شاه راه دولت سرمد به تخت بخت

    با جام می به کام دل دوستان شدم

  8. ۸

    از آن زمان که فتنه چشمت به من رسید

    ایمن ز شر فتنه آخرزمان شدم

  9. ۹

    من پیر سال و ماه نیم یار بی وفاست

    بر من چو عمر می گذرد پیر از آن شدم

  10. ۱۰

    دوشم نوید داد عنایت که حافظا

    بازآ که من به عفو گناهت ضمان شدم

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل
Back to home