Back to home
Hafez

حافظ » غزلیات

Ghazal No. 239

غزلیات

239 of 495

English translation coming soon — the original Persian is shown below.

  1. ۱

    رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید

    وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید

  2. ۲

    صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست

    فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید

  3. ۳

    ز میوه های بهشتی چه ذوق دریابد

    هر آن که سیب زنخدان شاهدی نگزید

  4. ۴

    مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب

    به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید

  5. ۵

    ز روی ساقی مه وش گلی بچین امروز

    که گرد عارض بستان خط بنفشه دمید

  6. ۶

    چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببرد

    که با کسی دگرم نیست برگ گفت و شنید

  7. ۷

    من این مرقع رنگین چو گل بخواهم سوخت

    که پیر باده فروشش به جرعه ای نخرید

  8. ۸

    بهار می گذرد دادگسترا دریاب

    که رفت موسم و حافظ هنوز می نچشید

— حافظِ شیرازی

فهرست کامل
Back to home